درمان افسردگی شدید و مزمن با کمک مشاور و روانشناس

افسردگی (اختلال افسردگی ماژور یا افسردگی بالینی) یکی از اختلال‌های خلقی شایع اما جدی است. افسردگی با علائم شدیدی همراه است که بر چگونگی احساس کردن، فکر کردن و انجام دادن فعالیت‌های روزمره‌ای مانند خوابیدن، خوردن یا کار کردن اثر می‌گذارد. برای این که فردی مبتلا به افسردگی تشخیص داده شود، علائم افسردگی باید حداقل به مدت دو هفته استمرار داشته باشد.

روش‌های متعددی برای درمان افسردگی و دیگر اختلال‌های خلقی وجود دارد. روان‌درمانی یکی از روش‌های موثر درمان افسردگی است، چرا که به شما کمک می‌کند دلایل زمینه‌ای احتمالی ابتلا به افسردگی را پیدا کنید و مهارت‌های مقابله‌ای جدیدی را یاد بگیرید. متخصص بهترین روش روان‌درمانی را با توجه به عامل‌های مختلفی مانند شدت علائم، ترجیح مراجعه کننده و اهداف درمان توصیه می‌کند.

انواع افسردگی


انواع افسردگی

افسردگی انواع مختلفی دارد که اندکی با هم تفاوت دارند یا تحت شرایط خاصی بروز می‌یابند. در ادامه با انواع افسردگی آشنا می‌شوید.

اختلال افسردگی پایدار 

اختلال افسردگی پایدار، دیس‌تایمی یا افسرده خویی نوعی خلق افسرده است که حداقل دو سال طول کشیده باشد. فردی که مبتلا به اختلال افسردگی پایدار تشخیص داده شده باشد، هر از گاه دچار حملات افسردگی ماژور می‌شود و در باقی اوقات علائمش شدت کمتری دارد؛ در هر حال برای آن که فردی مبتلا به اختلال افسردگی پایدار تشخیص داده شود، باید علائمش حداقل دو سال استمرار داشته باشد.

افسردگی پس از زایمان

افسردگی پس از زایمان بسیار جدی‌تر از اندوه پس از زایمان است. اندوه و گرفتگی خلق پس از زایمان با علائم نسبتاً خفیف اضطراب و افسردگی همراه است که معمولاً ظرف دو هفته پس از زایمان برطرف می‌شود. خانم‌های مبتلا به افسردگی پس از زایمان حملات افسردگی شدیدی را در دوران بارداری یا پس از زایمان تجربه می‌کنند. احساس ناراحتی، اضطراب و خستگی شدیدی که با افسردگی پس از زایمان همراه است، اجازه نمی‌دهد مادران فعالیت‌های روزمره‌ای را که برای مراقبت از خود یا نوزاد تازه متولد شده لازم است، به راحتی انجام بدهند.

افسردگی روان‌پریشانه

افسردگی روان‌پریشانه زمانی بروز می‌یابد که فرد علاوه بر افسردگی شدید به نوعی روان‌پریشی نیز مبتلا باشد، مثلاً باورهای راسخ کاذب مختل کننده (هذیان) داشته باشد یا صداها یا تصاویر آشفته کننده‌ای را بشنود یا ببیند که دیگران آنها را نمی‌شنوند یا نمی‌بینند (توهم). علائم روان‌پریشی معمولاً “مضمونی” افسرده کننده مانند احساس گناه، فقر یا بیماری دارد.

اختلال عاطفی فصلی

ویژگی اصلی اختلال عاطفی فصلی این است که در زمستان، یعنی زمانی که نور طبیعی خورشید کمتر است، شروع می‌شود. این نوع افسردگی معمولاً در فصول بهار و تابستان بهبود می‌یابد. افسردگی زمستانی معمولاً با انزوای اجتماعی، خوابیدن بیش از حد و اضافه وزن همراه است و انتظار می‌رود که زمستان سال بعد عود کند.

اختلال دوقطبی

اختلال دوقطبی با افسردگی تفاوت دارد، اما این اختلال را هم در فهرست انواع افسردگی آوردیم، چون فرد مبتلا به اختلال دوقطبی گاهی دچار خلق بسیار پایین و ناراحتی بسیار شدیدی می‌شود که معیارهای افسردگی ماژور را برآورده می‌کند، از این نوع افسردگی شدید با اصطلاح افسردگی دوقطبی یاد می‌کنند. البته فرد مبتلا به اختلال دوقطبی سرخوشی یا تحریک‌پذیری و خلق بسیار بالایی را که اصطلاحاً شیدایی گفته می‌شود یا گونه‌ای با شدت کمتر موسوم به “نیمه شیدایی” را نیز تجربه می‌کند.

اختلال بی‌نظمی خلقی اخلال‌گر (در کودکان و نوجوانان) و اختلال ملال پیش از قاعدگی (PMDD) گونه‌های دیگری از افسردگی هستند که به تازگی به طبقه‌بندی تشخیصی DSM-5 اضافه شده است.

روان‌درمانی افسردگی


روان‌درمانی افسردگی

روان‌درمانی غالباً به گفتگودرمانی یا مشاوره گفته می‌شود، چون مراجعه کننده و روان‌درمانگر در اتاقی می‌نشینند و با هم گفتگو می‌کنند. البته مشاوره بسیار فراتر از یک گفتگوی ساده است. روان‌درمانگران در زمینۀ تکنیک‌های مختلف آموزش دیده‌اند و با استفاده از دانش و تجربه خود به بهبود بیماری‌های روانی، حل مشکلات فردی و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی مراجعین کمک می‌کنند.

مطالعات متعدد حکایت از آن دارد که به دلیل پیچیده بودن ترکیب علل اختلال‌های خلقی مانند افسردگی، بهترین رویکرد انجام دادن هم‌زمان مشاوره و مصرف داروی ضدافسردگی است.

روان‌درمانی فرایند درمان اختلال‌های روانی با بهره‌گیری از تکنیک‌های کلامی و روانشناختی است. اکثر گونه‌های مشاوره متمرکز بر برقراری رابطه بین مشاور و مراجعه کننده است تا به این ترتیب فرد بتواند الگوهای رفتاری یا افکار منفی را شناسایی کند و بر آن‌ها غلبه کند.

درمان شناختی

درمان شناختی افسردگی

درمان شناختی بر این نظریه مبتنی است که افکارمان بر عواطف و هیجانات‌مان اثر می‌گذارد. برای مثال اگر همواره به نیمه پر لیوان نگاه کنیم در مقایسه با حالتی که فقط کاستی‌ها توجه‌مان را جلب می‌کند، خلق بهتری خواهیم داشت.

افکار منفی به افسردگی دامن می‌زند و افسردگی را تشدید می‌کند. گرفتار شدن در حلقه مداومی از افکار منفی اجازه نمی‌دهد که حال‌تان خوب باشد. درمان شناختی یاد می‌دهد که چگونه الگوهای رایج تفکر منفی یا اصطلاحاً تحریف‌های شناختی را شناسایی کنید و این الگوهای فکری منفی را به الگوهای مثبت‌تری تبدیل کنید تا حال‌تان بهتر شود.

درمان شناختی معمولاً کوتاه‌مدت و متمرکز بر هدفی خاص است. هر جلسه درمان بر اساس یک برنامه مشخص انجام می‌شود و تمرینی به مراجعه کننده داده می‌شود تا در خانه انجام بدهد. درمان شناختی معمولاً شش هفته تا چهار ماه طول می‌کشد.

رفتاردرمانی

رفتاردرمانی افسردگی

همان‌طور که گفته شد درمان شناختی متمرکز بر افکار منفی دامن زننده به افسردگی است، حال آن که رفتاردرمانی متمرکز بر تغییر رفتارهایی است که بر هیجانات و عواطف تأثیر می‌گذارد. تمرکز اصلی در رفتاردرمانی که برای درمان افسردگی انجام می‌شود، بر فعال‌سازی رفتاری است. مشاور در روش فعال‌سازی رفتاری به مراجعین کمک می‌کند فعالیت‌هایی را انجام بدهند که برای بهبود حال‌شان مفید است.

رفتاردرمانی شناختی 

از آن‌جا که درمان شناختی و رفتار درمانی در کنار یکدیگر نتایج رضایت‌بخشی را برای درمان اختلالات اضطراب و افسردگی به دست می‌دهند، این دو روش غالباً در قالب رویکردی به نام رفتاردرمانی شناختی (CBT) با هم ترکیب می‌شود. رفتاردرمانی شناختی به رفتارها و الگوهای فکری منفی دامن زننده به افسردگی می‌پردازد.

مشاور از مراجعه کننده می‌خواهد اتفاقات هفته و واکنش‌های خودمخرب و منفی به این اتفاقات را یادداشت کند. واکنش‌های عادتی منفی به رویدادها که اصطلاحاً واکنش‌های خودکار منفی گفته می‌شود، فقط یکی از الگوهای فکری است که در درمان CBT به آن پرداخته می‌شود. از دیگر الگوهای واکنشی می‌توان به تفکر همه یا هیچ و تعمیم افراطی اشاره کرد که هر دو از جمله خطاها یا تحریف‌های شناختی شایع به شمار می‌آیند.

پس از آن که یاد گرفتید چگونه الگوهای واکنش‌های‌تان را شناسایی کنید، مشاور روش‌های جدید فکر کردن و واکنش نشان دادن را به شما یاد می‌دهد. همچنین از شما خواسته می‌شود که خودگویی مثبت را تمرین کنید.

رفتاردرمانی شناختی مانند درمان شناختی و رفتاردرمانی معمولاً هدفمند و باورگرا است. CBT عموماً در 5 تا 20 جلسه ساختاریافته با تمرکز بر حل دغدغه‌های خاص انجام می‌شود.

جلسات CBT غالباً با “تکالیف خانگی” مانند نوشتن خاطرات، انجام دادن فعالیت‌های تن‌آرامی، مطالعه و استفاده از کاربرگه‌های متمرکز بر اهداف خاص همراه است. پژوهشگران معتقداند که CBT روش موثری برای درمان افسردگی است و اثرات ماندگاری دارد که از عود علائم افسردگی در آینده جلوگیری می‌کند.

رفتاردرمانی دیالکتیک

رفتاردرمانی دیالکتیک عمدتاً مبتنی بر CBT است. تفاوت اصلی رفتاردرمانی دیالکتیک با CBT در این است که از فرد مبتلا به افسردگی خواسته می‌شود که رفتارها و افکار منفی خود را شناسایی کند و بپذیرد. مراجعین پس از تأیید رفتارها و افکار منفی یاد می‌گیرند که با هیجانات منفی کنار بیایند، با استرس مقابله کنند، واکنش‌های‌شان را نسبت به استرس تنظیم کنند و حتی روابط‌شان را با دیگران بهبود دهند.

این نوع روان‌درمانی شامل تمرین‌های ذهن‌آگاهی نیز می‌شود که دامنه آن از ذهن‌آگاهی استخراج شده از سنن بودایی تا مربی‌گری بحران متغیر است؛ در این تمرین‌ها مراجعه کننده می‌تواند با مشاور تماس بگیرد و از ایشان در خصوص بهترین روش مدیریت موقعیت‌های سخت راهنمایی بگیرد. مراجعه کننده با تمرین کردن این مهارت‌های جدید در نهایت می‌تواند موقعیت‌های چالش‌برانگیز را به تنهایی بهتر مدیریت کند. تأثیرگذاری رفتاردرمانی دیالکتیک در درمان ناراحتی‌های روانی مانند افسردگی ثابت شده است.

درمان روان‌پویشی

متخصصین درمان روان‌پویشی یا روان‌کاوی معتقداند که افسردگی به دلیل تعارض‌های حل نشده و معمولاً ناخودآگاهی بروز می‌یابد که غالباً در دوران کودکی ریشه دارد. روان‌پویشی با این هدف انجام می‌شود که بیمار از انواع احساسات و هیجانات خود، شامل هیجانات متناقض و دردسرآفرین آگاهی پیدا کند، بتواند این احساسات را به روش مؤثرتری تحمل کند و دیدگاه منطقی و متفاوتی نسبت به آنها پیدا کند.

روان‌پویشی برخلاف دیگر روش‌های درمان افسردگی تمرکز کمتری دارد و بلندمدت‌تر است. روان‌پویشی برای یافتن ارتباطات بین تجربه‌های گذشته و حال و آگاهی از اثر رخدادهای گذشته بر افسردگی فعلی مفید است. این رویکرد برای بالا بردن خودآگاهی و افزایش ظرفیت‌های هیجانی خاص سودمند است.

روان درمانی بین فردی 

روان درمانی بین فردی برای درمان افسردگی

تعارض بین فردی و حمایت اجتماعی ضعیف نیز می‌تواند باعث افسردگی شود. روان درمانی بین فردی از طریق پرداختن به نقش‌های اجتماعی گذشته و حال و تعاملات بین فردی سعی در حل کردن این قبیل مشکلات می‌کند. مشاور یک یا دو مشکل خاص را انتخاب می‌کند و جلسات مشاوره را با تمرکز بر آنها پیش می‌برد.

روان درمانی بین فردی معمولاً کوتاه است و شامل بررسی روابط اجتماعی با افراد مهم زندگی، مانند همسر، اعضاء خانواده، دوستان و همکاران می‌شود. روان درمانی بین فردی با این هدف انجام می‌شود که مراجعه کننده نقش این رابطه‌ها را در زندگی خود تعیین کند و روش‌هایی را برای حل تعارض‌ها بیابد.

ممکن است مشاور از شما بخواهد که در سناریوهای مختلف نقش بازی کنید تا به این ترتیب بتوانید مهارت ارتباطی‌تان را تمرین کنید و بهبود دهید. فرض بر این است که از طریق انجام دادن چنین تمرین‌هایی می‌توانید راهبردهای مفید را در روابط‌‌تان پیاده کنید و سیستم حمایت اجتماعی قوی‌تری را ایجاد کنید.

رویکردهای روان‌درمانی


رویکردهای روان‌درمانی افسردگی

روان‌درمانی را می‌توان به چند روش انجام داد. ممکن است درمان در قالب دو یا چند شکل کلی برگزار شود، برای مثال در ابتدا جلسه مشاوره خصوصی برگزار شود و سپس به منظور تمرین کردن مهارت‌های جدیدتان گاهی در جلسات گروهی شرکت کنید. رویکردهای متداول روان‌درمانی به شرح زیر است:

  • مشاوره فردی: این مدالیته از طریق برگزاری جلسات خصوصی بین مشاور و مراجعه کننده انجام می‌شود. مراجعه کننده توجه کامل مشاور را در جلسات فردی دارد؛ اما محدودیت مشاوره فردی این است که مشاور فرصت بررسی رفتار بیمار را در روابط اجتماعی یا خانوادگی ندارد.
  • مشاوره خانواده: این رویکرد زمانی بیشترین تأثیر را دارد که پرداختن به پویایی گروه خانواده ضروری باشد. مشاوره خانواده برای کودکان و نوجوانان بسیار مفید است.
  • مشاوره گروهی: مشاوره گروهی با حضور سه تا پانزده شرکت کننده برگزار می‌شود. تمام شرکت کنندگان در جلسات مشاوره گروهی از حمایت گروه برای مقابله با مشکلات بهره می‌گیرند و متقابلاً از بقیه حمایت می‌کنند؛ به این ترتیب مشاور فرصت دارد تا چگونگی تعامل شرکت کنندگان را در برخورد با یکدیگر بررسی کند. از این گذشته هزینه مشاوره گروهی کمتر از مشاوره فردی است.
  • مشاوره زوجین: این نوع مشاوره با هدف برطرف کردن مشکلات همسرانی انجام می‌شود که می‌خواهند عملکردشان را در زندگی زناشویی بهبود بدهند.

انتخاب بهترین مشاور و روش درمان افسردگی شدید


پیدا کردن مشاور یا روانشناس کار دشواری به نظر می‌رسد، چرا که افراد بسیاری در این زمینه فعالیت دارند و یافتن نقطۀ مناسبی برای شروع جستجو موجب سردرگمی می‌شود. بررسی توصیه‌های دیگران غالباً روش مناسبی برای یافتن یک مشاور خوب است.

همچنین می‌توانید از پزشک معالج‌تان بخواهید که مشاور مجربی را به شما معرفی کنند یا در اینترنت به دنبال مشاوری معتبر بگردید.

برای این که مطمئن شوید مشاور انتخابی‌تان متخصصی آموزش دیده و دارای مجوز است، اگر وب سایت دارند، بخش معرفی و درباره ما را حتماً مطالعه کنید، ایمیلی برای‌شان بفرستید و سؤال کنید در کدام دانشگاه تحصیل کرده‌اند، چند سال تجربه دارند و در کدام زمینه‌های روان‌درمانی تخصص دارند.

برای مثال ممکن است یک مشاور در زمینه مشاوره ازدواج یا خانواده تخصص داشته باشد و دیگری در زمینه سوءمصرف مواد مخدر فعالیت کند، اما هر دو از مهارت کافی برای درمان افسردگی برخوردار باشند. همچنین لازم است که درباره سبک درمان پرس و جو کنید و متوجه شوید که آیا مشاور در زمینه مدالیته‌های دیگری که بر تکنیک درمان اثر می‌گذارد، مانند کاهش استرس از طریق ذهن‌آگاهی آموزش دیده است یا خیر.

وقتی آماده شدید که به مشاور مراجعه کنید، حتماً به این نکته دقت داشته باشید که لازم است رابطه خوبی با هم برقرار کنید و در طول جلسات مشاوره با هم راحت باشید. روان درمانی فرایندی دوطرفه برای یافتن راه‌حل‌هایی است که هیجانات، رفتارها و افکار سازنده‌ای را تقویت می‌کند که تغییر مثبتی را در زندگی ایجاد می‌کند.

روان‌درمانی، صرف نظر از روش درمانی انتخاب شده باید فرایندی ایمن و حمایت کننده باشد. هنگام گفتگو با مشاور و روانشناس باید همواره احساس آرامش داشته باشید و بتوانید به راحتی سفره دل‌تان را باز کنید و احساسات خود و چالش‌های افسردگی را با ایشان در میان بگذارید.

اگر با مشاور راحت نبودید و نتوانستید ارتباط خوبی را با ایشان برقرار کنید یا فکر کردید که تکنیک پیشنهادی ایشان برای‌تان مناسب نیست، بهتر است به مشاور دیگری مراجعه کنید. همچنین هیچ اشکالی ندارد که با مشاوری که از برخورد با ایشان احساس خوبی پیدا نکرده‌اید، صادق و روراست باشید؛ حتی ممکن است ایشان یکی دیگر از همکاران‌شان را به شما معرفی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.